خوشا به حال خیالی که در حرم مانده

تمام این لحظاتی را که دنبال زمانی برای مجالست میگردم، دوست دارم. احساس میکنم بیشتر از همیشه تشنه هستم و بیشتر از همیشه، شلوغ... دیشب بهم گفتن دو نفر از آشنایان عازم عتبات هستند. داشتم بهشون می گفتم اول میرید اینجا، بعد اونجا، بعد... بعد...
و ای کاش بعد بعدی، خودمون باشیم. این روزها ماندن میان حلقه عزایت، تنها راه آرامش ماست. می دانی؟ میدانی!
و این شب ها که پشت سر هم از عمر ما هم سریع تر می گذرند، به من نشان می دهند، وقت زیاد نیست... انگار هر کسی را اربا اربا نمی کنند. باید بسوزی تا شاید لیاقتی برای حضور پیدا کنی. همین که این ها برایمان دغدغه است، شکر!
و همین که بهترین نواهای این شب های ما...
اتقرب الی الله، به موالاتک یا ثارالله
سیدی ثارالله، سیدی ثارالله، بابی انت و امی یا اباعبدالله...

/ 0 نظر / 32 بازدید