آرزوهای زیر پا

اصولا سر هر تولد و مراسمی از ازدواج گرفته تا ... دوستان و آشنایان همیشه سوالی مطرحه برام که واقعا چی بگیریم برای طرف و چی بدیم؟ به دردش می خوره یا نه؟ استفاده میکنه یا نه؟ و آخر سر هم به یه هدیه عادی ختم میشه و اینکه ما باز هم نفهمیدیم چی بدیم!
روز مادر اما حکایت دیگری دارد. اصولا می دونم هیچ کار خاصی نمیشه کرد. لذا قربونش برم مرام مادر رو که با یه شیرینی و گل که هیچ با یه تبریک خشک و خالی هم راضیه. و ما هر سال سعی میکنیم روز مادر بیشتر با مادر باشیم و یه جشن کوچکی بگیریم دور همی ولو به ابزار ساده ای مثل کیک و شیرینی و گل و عکس!
و همیشه باید پرسید که این کار کمترین که شاید واسه غریبه های آدم خیلی بیشتر دقت کنه! آیا قدری از زحمات مادر هست؟ و همین سوال با جواب نه ما و آری مادر می شود قدر مادر! قدری که گفتند اول مادر، دوم مادر، سوم مادر و بعد پدر...
خیلی شنیده بودم که بهشت زیر پای مادر است. اما هرچه گشتم چشمان آلوده من بهشت را زیر پایش ندید. تنها آرزوهایی را دید که مادر بخاطر من زیر پایش گذاشته بود و هیچ گاه آنها را نگفت...
سایه اش مستدام که هم امید است و هم بخشش است و هم نعمت است و هم رحمت است و هم بوی خدا...

/ 1 نظر / 16 بازدید

و هم زندگی ... قدردان پدر و مادر بودن هم ، یه محبتی هست که خدا شامل هرکسی نمی کنه.