ای اجل

آدم فهمیده و خوبی بود. از اون استادا و مدیر گروه هایی بود که بناش به راه انداختن کار بچه ها بود. نه از اونا که دوست داشته باشه یک ساعت پشت در اتاقش تو صف وایسی آخرش هم بگه برو فردا بیا! با اینکه آدم معروفی بود و تو امریکا هم درس خونده بود و در عین حال که امضاش پای یه ریکامندیشن می تونست چند لول سطح دانشگاه خارجتو بالا ببره، اما از خیلی از این استادای دانشگاه درپیت درس خونده، خاکی تر بود. چند ماه پیش سکته کرد. خیلی کمرنگ تر میومد دانشگاه. این ماه های اخیر بهتر شده بود. شنبه یه دستش به عصا بود و یه دستش به دست یکی از کارمندای دانشگاه که تا در کلاس برسوندش. دفاعیه یکی از دانشجوهاش بود...
چقدر از دیدن اون صحنه ناراحت شدم. گردن من خیلی حق داره!
دیروز بهم اس ام اس زدن:
برای شادی روح دکتر آریانژاد فاتحه ای قرائت کنیم...
این بار خشکم زد. امان از دنیا. جدا به قول یکی از دوستان حیفه بعضیا از دنیا میرن.
----------------------------------------------------------------
این روزها و شب ها بیشتر به قامت انتظاریم. خدایا این چند شب رو مهلت بده...همین!
ای اجل این چند روزه دور ما را خط بکش
وعده ما عصر عاشورا...کنار قتلگاه...

/ 1 نظر / 6 بازدید

دنیا حداکثر یه مسافرخونه است.