من آخر روزی...

او کریم اهل بیت است. یعنی از تمام وجودش کرامت و بخشش و موهبت است که می بارد. نه اینکه بقیه اهل بیت این طور نیستند. او طور دیگری است. او کریم و است و محجوب. یعنی جایی که مادر نام و نشانی هم ندارد، او گنبد و گلدسته نمی خواهد. یعنی جایی که حسینش تنهاست، او فرزندش را با نامه سمت حسین می فرستند که مبادا حسین فکر کند برادرش نیست که پشت و پناهش باشد. یعنی همان جا که حسین نقش زمین شده است و دیگر هیچ کسی نیست که به یاری اش بیاید باز کریم اهل بیت مراقب برادرش هست. این بار عبدالله را می فرستند تا آخرین لحظات هم حسین، حسن را کنارش حس کند.
او کریم است. یعنی برای ما هم اسباب بخشش است و توبه و شفاعت.
او کریم است. در میان راه آمده تا بگوید اگر سختی ای هم هست، از سر بخشش و کرامت خداست. یعنی اصلا این ماه، ماه بخشش است. ماه برگشت است. علی رفت تا بگوید برگردیم و حسن آمد تا بگوید تنها نیستید.
کلا در باره کرامتش نوشتن و گفتن کار ما نیست. همین اشارات جزئی ما را بس.
التماس دعا

آخر این شرک خفی را علنی خواهم کرد
و پرستیدن او را شدنی خواهم کرد
من به تنهایی از این جام نخواهم نوشید
همهٔ اهل جهان را حسنی خواهم کرد
تا همه مردم دنیا بچشند از کرمش
همه را از نظر فقر، غنی خواهم کرد
همه‌جا از حرم خاکی او خواهم‌گفت
کربلا را و نجف را مدنی خواهم کرد
میشود دید چه خون دلی از غم خوردم
سنگ دل را که به یُمنش یَمنی خواهم کرد
آرزو نیست، رجز نیست، من آخر روزی
وسط صحن حسن سینه‌زنی خواهم کرد

/ 0 نظر / 4 بازدید