احلی من العسل

هرچند بنا داشتم این دهه رو مثل قبل ترها هر روز و مرتب بنویسم، اما به هر حال پیشامدهایی در زندگی هست که برنامه ها و اولویت ها رو جابجا میکنه. پریشب که با ایمان داشتیم بر می گشتیم دانشگاه، خبر دادند و مجبور شدم کلا برگردم. باز هم خدا خیر بده ایمان رو که نصفه شب هم شده کمک کرد تا از این دهه جا نمونم. خوب بود سال های گذشته و خوب هست همین امسال هم که باز لطف حضرت شامل حالمون شده.
این برای بار دوم بود که در خانه ابدی کس دیگری می رفتم. چند سال پیش که مادر بزرگم رو به خدا سپردیم و دیروز که برای بار دوم، بیست و چند سال خاطراتم رو زیر خاک برای همیشه جا گذاشتم. با این تفاوت که این بار اول سلامی دوباره دادم به بزرگترین مادر خانواده و بعد همپای زندگیش رو به همراهش به خدا سپردم.
دیدن دوباره صحنه های تلقین و غسل و کفن و همه این ها فقط بهانه ای بود و تذکره ای که هرچقدر هم بدوی و برسی و نرسی باز هم همین جا، مثل همه خواهی بود. سخت بود رفتن پدربزرگ، اما سخت تر بود اینکه هیچ وقت نفهمید حسین ما کجاست و چرا چند صباحی خبری ازش نیست. دلخور از سفر ناگهانی و غیر واقعی نوه ای که ای کاش با من خداحافظی می کرد. و افسوس ما از اینکه نگذاشتند حتی برای دفن هم برگردد. ما خیلی صبر کردیم اما نشد. و باز هم صبر میکنیم که محکومیم به صبر.
این همه روضه و مقتل و سینه زنی و عرض  ادب نه فقط از روی عادت، که برای یادگرفتن و پند گرفتن از همه حرفایی است که ای کاش همشون قصه بودند و خیال پردازی. ای کاش زینبی نبود و کاروانی بی قافله سالار، سری رو در پیشگاه چشمان کودکی تکان نمی داد. ای کاش نبود ماجرای قال معصومی که "الشام...الشام...الشام..." میدانم خیلی از آنها که اموی گونه نگذاشتند حسین به ما بپیوندد، این روزها دارند زیر خیمه حسین فاطمه سینه می زنند. باشد وعده مان به قیامت. مطمئنم که حکایت غریبی حسین ما، حکایت جانسوزی است برای شکوه بردنمان پیش زینب کبری. ما فقط 2 ساعت زمانی می خواستیم.همین.
دوست ندارم کسی رو نفرین کنم. اما باشد وعده مان به قیامت. خدا به دادتان برسد...!
ای کاش وقتی هم از ما پرسیدند مرگ در نگاهت چگونه است؟ فقط بگوییم احلی من العسل...
-----------------------------------------------------------------------------------------
-    بله. هیئت شهدای گمنام دانشگاه علم و صنعت.
-    منم با اینکه میدونستم کجام و باید می بودم، دلم همون جا بود.
-    ممنون از لطفتون.

/ 1 نظر / 10 بازدید
همان

این تلاطم وحشی و کشتی ِ نام‌ت پسر نوح نباشم ای کاش ...