آرام آرام

ظهر عاشورای خیلی سنگینی رو گذروندم. خیلی سخت...
اما عصر آروم بودم. طوری که حتی شام غریبان هم، هرقدر سعی کردم نشد مثل شبهای قبل باشم. آروم آروم بودم...
مهدی می گفت: عصر عاشورا امام حسین (ع) دستشونو گذاشتن روی سینه حضرت زینب (س) و آرومشون کردن. واسه همین غروب عاشورا که میشه، عزادارها هم آروم میشن.
------------------------------------------------
خیلی چیزها واسه محرم بود و واقعا حس و حال آپ کردنشون نبود. شاید بعضی هاشو از این به بعد بنویسم.


/ 0 نظر / 9 بازدید