ای مسافر تو را خدا برگرد

کم کن امشب کمی مسافت ها
همه زائر شدند اما من
رفته ام جز بی لیاقت ها
باز جمعه شده دعایی کن
نشوم جز بی خیالت ها
یا رفیقَ...بیا رفیقم باش
خسته ام از همه رفاقت ها
در جهان بی وجود تو جنگ است
تو بیا که کمی جنایت ها...
کاسه ی صبر من شده لبریز
تو کجایی خدای طاقت ها؟!
باز جمعه و باز ندبه درد
چقدر خسته ام از عادت ها
کی میایی که خون قلبم را
بکنم خون زیر پایت، ها!
صادقانه بگویم you love i
بی خیال همه خجالت ها
من دقیقه دقیه هر لحظه
می چشم تلخی فراقت ها
تا ابد کا منتظر این است
گریه ها ندبه ها عبادت ها
پای هر رشته ای ز چادر او
هر قراریست در قیامت ها
دیده اندت کبوتران شهید
قسمتم کن از این شهادت ها
صبح یک جمعه وعده ی دیدار
روز مرگ تمام ساعت ها...
دل ما از فراق تو پر درد
(ای مسافر تو را خدا برگرد)
---------------------------------

یاد هفته پیش بخیر...این بار از همیشه زودتر، دیر شد!

/ 6 نظر / 15 بازدید
مهدی

خیلی قشنگ بود ممد

یه دوست

آقا جدا این بار خیلی زود گذشت!

خوش به سعادتتون...ما رو هم دعا کنید

محمدرضا(مزاحم همیشگی)

نمیدونم چرا این بار از تو ترمینال موقع پیاده شدن دلم تنگ کربلا شد.....

به قول ایمان سال بعد وعده ما عرفه ان شاءالله

اسماعیل

آهی از دل و اشکی از چشم...