آقا قرار ما سر میدان کاظمین

باب الحوائج و باب المراد. وقتی می خواستیم برای اولین بار وارد حرم حضرت امیر شویم گفتند اینجا غربت امیرالمومنین را حس می کنید. وارد که شدیم حس کردیم. یادم هست که برای ساعاتی در شب من بودم و دو قدم فاصله و ضریحی که دورش 10 نفری بیشتر نبودند.
اما قبل از ورود به کاظمین چیزی به ما نگفتند. وارد که شدیم ناخودآگاه همه به یاد حرم امام رئوف افتادیم و صحن هایش. یادش بخیر راه ورودی به قلب حضرت رضا(ع)، باب الجواد(ع)ش بود. و این بار هم. این بار هم راه ورودی به قلب حضرت رضا شده بود باب الجواد. یادش بخیر آن شب که برای اولین بار کاظمین خوابیدیم و راحت زیارت کردیم.
دیشب که به عزایت بر سر و سینه زدیم و داشتند از مستجاب شدن دعای پیش شما می گفتند و داشتند از آرزوی زیارت عرفه سید الشهدا می خواندند فقط آرزویم رسیدن امسال بود. خیلی هزینه ها کردیم برای آمدن. ای کاش کمی از این هزینه های غیر مالی مان را قبول کنید. همین. ای کاش عرفه کربلا و قربان، کاظمین باشیم...
آقا قرار ما سر میدان کاظمین
ای اولین زیارت ما بعد کربلا...

/ 0 نظر / 3 بازدید