می‌دیدم آغاز محرمهای عالم را

گرد هم آوردند ماتمهای عالم را
وقتی جدا کردند همدمهای عالم را
تا صبح بر گلبرگ زردش گریه خواهم کرد
شرمنده خواهم کرد شبنم‌های عالم را
انگار یک جا بر سرم آوار می‌کردند
تیغ تمام ابن‌ملجم‌های عالم را
من پشت پرچین بهشت کوچکم دیدم
هیزم به دوشان جهنم‌های عالم را
ما‌هم هلالی می‌شد و من در حلولی سرخ
می‌دیدم آغاز محرمهای عالم را

برای من هم دعا کنید که من جا مانده بسی محتاج بودم و امروز محتاج تر...

/ 0 نظر / 15 بازدید