از یک دلِ شکسته فقط آب می خورم

با رفتنت شروع شده ماجرای اشک
جاری شده از دو چشم تَرَم، چشمه های اشک
برگرد و جان بده به تن مردگان عشق
لبخند هدیه کن به زمین در ازای اشک
دنبال ردّ پای تو ام بس که سال ها
مانده به روی صورت من، ردّ پای اشک
دور از تو مانده ایم که نزدیک غربتیم
دور از تو ایم خون جگر و مبتلای اشک
از یک دلِ شکسته فقط آب می خورم
هر جمعه با نیامدنت قطره های اشک
برگرد و با اذان علی اکبری خود
ما را ببر زیارت کربُ بلای اشک
دارد همیشه ای گل صحرا نشین ما
شب های جمعه، علقمه بوی تو را بیا

/ 0 نظر / 11 بازدید