بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّهِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ


سلب توفیق
نویسنده : - ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱۸
 

م : حاجی چیزی شده؟
ا: محمد اینا منو...(منظورش این بود که بهش فشار آوردن چرا اس ام اس نمی زنی!)
م: معلومه حسابش مشغوله درسی که حتی یادت رفته اس تم اس جمعه رو بزنی. شایدم به بقیه زدی و مارو فرامش کردی. ولی ما به یادت هستیم همشه. و البته هر جمعه منتظر.
م: امشب همه بی توفیق بودن یا ما فقط توفیق نداشتیم؟
م: مردی؟
م: زنده ای؟
ا: آقا باور کن من پول رانی ها رو دادم. چرا اس ام اس نمی زندی بهم؟
م: اس ام است چی شد؟ جمعه است ها!
ا:حاجی اس ام اس این هفته رزقمون نشد؟
اینها بخشی از اس ام اسایی بود که امروز از دم اذان تا حالا واسم بچه ها فرستادند. البته این همه "م" مال یه نفر نیستا. ماشاالله همه بچه ها اسمشون با "م" شروع میشه. ببخشید البته. سلام.
راستش امروز 20 بار گوشیمو خاموش روشن کردم و هر کاری بلد بودم انجام دادم اما باز هم هیچاس ام اسی نتوستم بزنم. نه حاجی. نه شما بی توفیق بودی و نه بقیه. من خودم بی لیاقت بودم. بی لیاقت تر از همیشه. بالاخره سلب توفیق که شاخ و دم نداره. امروز آقا اجازه ندادن. هنوزم گوشیم اس ام اس نمی زنه. همین موضوع بهانه ای شد تا امروز از سلب توفیق بنویسم.
خود توفیق از نظر لغوی به معنای موافق گردانیدن اسباب است. «و ما توفیقی الا بالله»  یعنی و از خدا در هر کار توفیق می‌طلبم. توفیق و موافق قراردادن همه اسباب و وسائل خارجی تنها از جانب خداوند متعال امکان‌پذیر است زیرا کسی را چنین نیروی فراگیر و کاملی نیست که بتواند در هر موردیکه می‌خواهد همۀ اسباب و مسائل مادی و معنوی را موافق سازد.حضرت علی (علیه السلام): «عبادالله، ارغبوا الیه فی التوفیق، فانّه أنس وثیق»  یعنی این بندگان خدا ازخداوند، توفیق طلب کنید زیرا که توفیق بنیادی استوار است.
حضرت علی (علیه السلام) درسفارش خود به امام حسن (علیه السّلام) می‌فرمایند: « ... و الرغبۀ الیه فی توفیقک...» از خدا توفیق بخواه.
عوامل مختلفی در توفیق موثره:
1-     تقوا: عامل مهمی که سبب توفیق عبادت خواهد شد تقوا و ترک معصیت است که در آیات و روایات بسیاری به آن اشاره شده است.
«لو انّ اهل القری امنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السّماء و الارض ...» (14)
و چنانچه مردم شهر و دیار همه ایمان آورده و پرهیزکار می‌شدند همانا ما، در های برکات آسمان و زمین را برروی آنها می‌گشودیم. پیامبر (صلی الله علیه و آله): « من أعرض عن محرّم ابدله الله به عبادۀ تسرّه» (21) یعنی هرکه ازکاری حرام روی گرداند، خداوند به جای آن، عبادتی شاد کننده عطایش فرماید.
و پیامبر(صلی الله علیه و آله) درحدیثی دیگرمی‌فرمایند. «إتّق المحارم تکن اعبد الناس ...» (22) یعنی از حرام بپرهیز تا ازهمه عابدتر باشی.
بنابراین یکی از عوامل کسب توفیق، اطاعت از اوامر الهی و دوری ازمعصیت اوست.
2-     علم:  بگو ای رسول آنانکه اهل علمند با مردم جاهل یکسانند؟...»
علم در این آیه و آیات دیگر قرآن، به معنی دانستن یک مشت اصطلاحات یا روابط عادی در میان اشیاء و به اصطلاح علوم رسمی نیست. بلکه منظور از آن معرفت و آگاهی خاص است که انسان را به قنوت یعنی اطاعت پروردگار و ترس ازدادگاه و امید به رحمت خدا دعوت می‌کند.
پس مسلماً کسانی که چنین علمی دارند، با آنها که ندارند مساوی نیستند و چنین علمی، خضوع و خشوع افراد رابیشترمی‌کند، در نتیجه میل آنها به طاعت و عبادت پروردگار بیشتر و توفیق بیشتری خواهند یافت.
در جایی حضرت علی «علیه السلام»: ثمرۀ العلم العبادۀ» میوۀ دانش، عبادت است.
3-     توبه و استغفار: « و أن استغفروا ربکم ثم توبواالیه یمتعکم متاعاً حسناً الی اجل مسمی و یؤت کل ذی فضل فضله...» و اینکه از پروردگار خویش آمرزش طلبید، سپس به سوی او بازگردید تا شما را تامدت معینی به خوبی بهره‌مند سازد و به هر صاحب فضیلتی به مقدار فضیلتش ببخشد.
«و یا قوم استغفروا ربکم ثم توبوا الیه، یرسل السماء علیکم مدراراً»
«ای قوم ازخدا آمرزش طلبید و به درگاه او توبه کنیدتا از آسمان به شما رحمت فراوان نازل گرداند.»
4-     تلاش و پشتکار: و الذین جاهدوا فینالنهدینّهم سبلنا...»
«آنانکه در راه ما جهد و کوشش کردند محققاً آنها را به راه خویش هدایت کنیم.»
جهاد در اینجا الزاماً به معنی جهاد مسلحانه با دشمن نیست بلکه همان معنی اصلی لغوی خود را دارد که هرگونه تلاش و کوشش را برای حفظ ایمان و تقوی و تحمل انواع شدائد و ... را شامل می‌شود.
و «لنهدینهم سبلنا» در تفاسیر اینگونه تفسیر شده. «لنزیدنهم هدایۀ الی السبل الموصلۀ الی ثوابنا و توفیقاً» یعنی هدایت به راه‌های خیر و توفیق را برآنها می‌افزاییم. و نیز در تفسیر دیگری آورده: « لنزیدنهم هدایۀ الی السبیل الموصلۀ الی ثوابنا و توفیقاً لازدیاد الطاعات الموجبۀ لرضانا» یعنی هدایت به راه ثواب و توفیق ازدیاد طاعاتی که موجب رضای ماست را به آنها می‌دهیم»
5-     احسان و حسن خلق: علی «علیه السلام»: «رحمۀ الضعفاء تستنزل الرحمۀ»یعنی ترحم به ضعیفان موجب نزول رحمت است. پیامبر (صلی الله علیه و آله) : «وجدت المسنۀ نوراً فی القلب و زیناً فی الوجه و قوۀ فی العمل ...»
نیکی را نور دل و آرایۀ رخسار و نیروی در عمل یافتم.
قال الصادق «علیه السلام»: « حسن الخلق من الدین و هو یزید فی الرزق» یعنی خوشخوئی از ایمان است و مایۀ افزایش رزق و روزی است.
علی «علیه السلام»: «سعۀ الاخلاق کیمیاء الا رزاق»  یعنی رعایت اخلاق نیک موجب جلب روزی است.
6-     همنشن خوب: اگر با افراد اهل عبادت، رفاقت و مجالست داشته باشد تأثیر می‌پذیرد.»
امام سجاد(علیه السّلام): «مجالس الصالحین داعیۀ ألی الصلاح»
مجالس پاکان، فراخوان به سوی صلاح وپاکی است.
7-     اخلاص: قال فبغزّتک لأغوینهم اجمعین إلا عبادک منهم المخلصین»
(شیطان گفت: به عزت و جلال تو که خلق را تمام گمراه خواهم کرد، مگر خاصان از بندگانت که دل از غیر بریدند و برای تو خالص شدند).
«اخلاص در عبودیت، شرط مصونت از دامهای ابلیس است. و بزرگانی که از تمام پیوندهای مادی و شرک آمیز خالصانه برای خدا گسسته‌اند، شیطان را برآنان راهی نیست.»
پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرموده‌اند، خدای عزوجل فرمود:« لا أطّلع علی قلب عبدٍ فأعلم منه حبّ الاخلاص لطاعتی لوجهتی و ابتغاء مرضاتی الا تولیت تقویمه و سیاسته» (65) یعنی هرگاه دل بنده‌ام را بنگرم و دریابیم که از روی اخلاص و برای خشنودی من طاعتم را به جا می‌آورد، راستگردانی و تدبیر او را خود به عهده گیرم.
حضرت زهرا (سلام الله علیها) می‌فرمایند:« من أصعد إلی الله خالص عبادته أهبط الله الیه افضل مصلحته» یعنی (هرکه عبادت خالصش را به سوی خدا بالا فرستد. خداوند متعال، برترین مصلحت را به سوی او فرود خواهد فرستاد).
8-     شکر: امام صادق (علیه السّلام): « ما أنعم الله علی عبد من نعمه فعرفها بقلبه و حمد الله ظاهراً بلسانه فتمّ کلامه، حتی یؤمر بالمزید» (خداوند چنانچه بنده‌ای را انعام نماید و او آن نعمتها را به دل بشناسد و با زبان سپاسگزار باشد، هنوز کلام را به پایان نرسانده که پروردگار برای او فرمان می‌دهد به گشایش و فراوانی نعمت)
«لإن شکرتم، لأزیدنّکم ...» (اگر شکر نعمت بجای آورید، به نعمت شما می‌افزائیم...)
از علی (علیه السّلام) است: إذا وصل إلیکم اطراف النعم فلاتنفروا أقصاها بقلۀ الشکر لها» یعنی (چون اوایل نعمت به شما رسید، اواخر آن را مرانید با اندک گردانیدن شکر).»
9-     توکل، تواضع، مال حلال، صبر و... که ان شاالله اگه عمری بود توفیقی بعدا می نویسم.
 
خلاصه یه کارایی نکردم یا یه کارایی که نباید انجام دادم که نتیجش شد این...خدا ما رو ببخشه. دیشب اومدم تو وبلاگ بنویسم که پرشین بلاگ از سرورمشکل داشت ظاهرا. کلا صفحش باز نشد.  دیدم واقعا این هفته آقا اجازه ندادن....
صد حیف...
این جمعه هم گذشت تو اما نیامدی           پایان سبز قصه دنیا نیامدی
مانده است دل اسیر هزاران سوال تلخ                 ای پاسخ هرآنچه معما نیامدی...
شرمنده. التماس دعا.
یا علی...


 
comment نظرات ()