بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّهِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ


خدایا علی را از اینها بگیر
نویسنده : - ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱٢
 

سلام.

خدارو شکر امسال هم خدا توفیق داد زنده بودیم و شبهای قدر رو دیدیم. حالا تا چقدر درک کرده باشیم. هر کس به اندازه ظرف وجود خودش که نه...به لطف خدا خیلی بیشتر از اون. سرنوشت یک سال آیندمون نوشته شد. البته تو همین پستای اخیر اشاره شد که خداوند فرموده حتی اگر دستوری صادر شده باشه و مورد اجرای فرشتگان مامور هم باشه با دعا می تونه تصحیح شه. الدعا یردالقضا ولو ابرم ابراما...

هرچند شبهای قدر هم گذشت اما همیشه در رحمت دعا و توبه بازه. اونهایی هم که مثل منن تا عرفه وقت دارن خودشون رو آماده کنن. خدا دنبال بهونه است. شاید بهشت رو هم به بهونه بده نه فقط به بها...مثل معلمی که گوشه کاغذ شاگردش دنبال یه کلمه ای جمله ای چیزی می گرده تا یه نمره ای هم زورکی شده به اون بده تا نیفته، خدا هم دنبال یه بهونه است مارو ببخشه و قبول کنه.

قبلا گفته بودیم که بزرگی هر کس به اندازه بزرگی آرزوهاشو دعاهاشه. امروز و امشب وقت خوبیه ببینیم تو این شبا چه دعاهایی کردیم و چه چیزایی از خدا خواستیم. اون دعا بزرگا مثل سلامتی و تعجیل فرج امام زمان اشانتیون بقیه بوده؟ همین جوری گفتیم تا خدا ببینه ما هم از این دعاها داریم تا بقیه خواسته هامون اجابت کنه؟ یا نه؟ واقعا انقدر خسته شدیم که اولین دعامون فرج آقا باشه؟ هر چقدر خسته ایم منتظر ظهوریم. اگر هنوزم خیلی منتظر نیستیم دو حالت داره. یا کلا فرج آقا هم خیلی نزدیک نیست. که ظاهرا هست. شواهد و علائم و هشدار علما اینو تایید میکنه. پس خدایی نکرده نکنه که از قافله انتظار عقبیم. نکنه که هنوز هم خط تمام نامه هامان کوفی است...؟ هر جا امت بی لیاقت شدن و بی ظرفیت خدا امامشون گرفت. ما هم که از اول اصلا ندیدیم که بخواد ازمون بگیره... واقعا صبری داره آقا که هنوز هم منتظر است تا که ما برگردیم. خدایا برمون گردون. این از اون دعاهاییه که یه سرش دست ماست. یه سرش دست خدا...

مطلبی رو نقل به مضمون می کنم از حضرت علی (ع) که در اواخر عمرشون به مردم گفتند مردم چی می خواید از جان من؟ هم من از اشما خسته شدم هم شما از من...

روزی یکی از فرزندان از ایشون پرسیدند پدر جان در چه حال هستید؟ حضرت فرمود دیشب خواب رسول الله رو دیدم. از من پرسیدند یا علی چرا انقدر پریشانی؟ (عبارات کلا نقل به مضمونه) گفتم یا رسول الله از دست این قوم از دست این مردم خیلی خسته شدم. حضرت رسول فرمودند نفرینشون کن.

منم گفتم خدایا علی رو از این مردم بگیر...

و خدا علی رو از این مردم گرفت. دارد در تاریخ که در آخرین لحظات که فرزندان دور امیرالمومنین جمع بودند حضرت زینب (س) که کودک هم بود خیلی بی تابی می کرد. بعد ار مادر اینبار نوبت پدر بود. فرمود پدر این همان سفری است که فلانی (اسمشون رو یادم نمیاد ) گفت ما یه سفر خیلی سختی به عراق داریم؟ پدر بیا ما رو به شهر جدمون رسول الله به مدینه بر گردون. حضرت رو کردن به ایشون گفتن نه؟ این اون سفر نیست. شما سفر دیگری به عراق دارید از اسیری... که خیلی نمی تونم راجع بهش بنویسم. گوشه ای دیگر  امام حسین (ع) بیتاب بود. گفتند حسین جان صبر داشته باش... فرمودند صبر؟ دارم پدرم رو از دست می دم اون هم چه پدری...! ( باز هم میگم که عبارات نقل به مضمونه) . جواب دادن حسین جان اون مصیبتی بر سر تو خواهد آمد که گریه تمام امت برای توست. اینجا من در بستر مرگ در کنار فرزندانم هستم. اما تو...

علی لعنت الله علی القوم الظالمین.

بگذریم. حواسمون باشه هر چند شبهای قدر و اغلب روزهای ماه رمضان گذشت اما هنوز فرصت زیادی مونده. خسته نشیم. از این به بعد هی فکر کنیم خوب دیگه شبای قدر که این همه عبادت کردیم الآن دیگه وقت استراحته. نه هنوز هم لحظه به لحظه خیلیا که مستحق آتشند از جهنم آزاد میشن. هنوز هم زمان باقی است و هم سفره خدا پهنه. یاد امام زمان باشم. یاد هم باشیم. خصوصا بچه های کربلا خیلی گردن هم حق دارن. همدیگرو فراموش نکنیم. این روزا توفیقی بئد دوبارخ خیلی از بچه های کاروان رو دیدم. خیلی عالی بود. این روزها که همه از خدا می خوان برن کربلا. می خوان زیارت حضرت امیر رو تو مسجد کوفه بخونن. میخوان روبروی ضریح ارباب سینه بزنن تازه می فهمم چیو از دست دادم و چی تو زندگیمون اومد و رفت و... تازه می خوام بفهمم. فکر کنم باز هم نمی توننم...

اس ام اس پارسال این موقع این بود:

شبهای قدر از گذر چشممان عبور کرد             باران العجل همه شهر را نمور کرد

انگار روزی هزار بار تقویم ناامید...                  تاریخ روز آمدنت را مرور کرد...

التماس دعا...

یا علی.


 
comment نظرات ()