بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّهِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ


شب قدر (1)
نویسنده : - ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٦
 

سلام. همونطور که گفتم بحث با آیات قرآن و تفسیر اون شروع میشه. آیات مورد بحث آیات 1 تا 6 سوره دخانه. فقط از اونجایی که فردا شب اول قدره من یکم مطالب رو فشرده تر می گذارم. یعنی خیلی شرح و بسط نمی دم و سعی میکنم فقط سیر کلی بحث رو مطرح کنم. اگر جایی نیاز به توضیح بیشتری بود بفرمایید. البته اگر بلد باشم و از جای موثقی سراغ داشته باشم می نویسم.

بسم الله الرحمن الرحیم

حم * والکتاب المبین * انا انزلناه فی  لیله مبارکه انا کنا منذرین * فیها یفرق کل امر حکیم * امرا من عندنا انا کنا مرسلین * رحمه من ربک انه هو السمیع العلیم

 

اینها آیات مرجع بحث هستنو البته همه جا بحث تفسیری نیست. اما همین اول نوشتم که تا خر مطلب هر جا اشاره شد دیگه مفهوم باشه.

  • بسم الله...

میدونیم خدا در قران گفته که قرآن در ماه رمضان نازل شده( شهر رمضان الذی انزل فیه القران)و در یک شب هم نازل شده ( انا انزلناه فی لیله مبارکه    و یا    انا انزلناه فی لیله القدر). و ما به شکرانه اش در ماه رمضان روزه می گیریم. اما بحث اینجاست که قرآن به کی نازل شده؟ به پیامبر؟ پس من چرا به شکرانه اش روزه بگیرم؟ اصلا به من چه ربطی داره؟چرا من به شکرانه اش باید نماز بخونم و روزه بگیرم؟

حالا اینجا بحث های آیه ای وجود داره که من نمی نویسم. فقط اشاره کوتاه می کنم. مطلب اینجاست که

اولا قرآن از جانب پروردگار نازل شده ( تنزیل من رب العالمین     و کلی آیه دیگه)

دوما  می گوید قرآن به کجا نازل شده. به لوح محفوظ (بل هو قرآن مجید فی لوح محفوظ)

بعد می گوید بوسیله جبرئیل به قلب پیامبر نازل شده ( نزل بهه الروح الامین علی قلبک )

باز می گوید از دل پیامبر به زبان پیامبر نازل شده ( فانما یسرناه بلسانک )

بعد می گوید از زبان پیامبر به مردم نازل می شود ( نزل علیکم...)

حال بحث دیگر اینجاست که چگونه به مردم نازل شده؟ آیا پیامبر آیه آیه خوانده و ما شنیدیم؟ نه این معنای نزول قرآن بر مردم نیست. وقتی قرآن به من نازل می شود که در زندگی من وارد شود. یعنی زندگی من با قرآن تطبیق پیدا کند. بنابراین قرآن نازل شده زمانی به من ربط پیدا می کند که زندگی من با آن تطبیق پیدا کند. پس قرآن فقط به پیامبر نازل نشده. در آیات هم هیچ جا نامی از حضرت رسول (س) نمی بینیم. پس حالت عام دارد.

قرآن در حالتی نازل شده که هادی مردم است. و این همانجایی است که نزولش به من ربط پیدا می کند. به همین جهت هم قرآن می گوید به من برخیز و روزه بگیر. چ.ن به من هم مربوط است. در واقع اینجا که به من ربط پیدا می کند باید شکرانه اش را به جا آورم.

اصولا در بسیاری از روایات آمده که روزه گرفتن خود شکرانه نعمت است. در .اقع من می گویم خدایا وقتی مرا لایق دیدی که قرآن را در این ماه رمضان بر من نازل کنی از جانب خودت به لوح بعد به جبرئیل بعد به دل پیامبر بعد به زبان پیامبر و بعد به گوش من و زندگی من، من هم به همین مناسبت روزه می گیرم. یعنی عبادتی که تو خوشت بیاید.

از سوی دیگر  در معنای تکلیف الهی داریم که خداوند ینده را لایق می بیند که به او ماموریتی داده و از او مسئولیتی بخواهد. خداوند هم در این ماه رمضان بندگان را لایق می بیند تا قرآن را به زندگی آنها تطبیق دهد.خداورند در شب قدر این منت را بر سر ما می گذارد که قرآن بر زندگی مت منطبق شود و زندگی ما رنگ قرآنی بگیرد.

خدا میفرماید در شب قددر هر کاری بر وفق حکمتی مقدر می شود. بحث به دعا هم مربوط است. یک نخ دو طرفه. از سمتی خدا رحمتش را بر ما تنزل می دهد و می کوید تو هم از طرف دیگر با بیان خواسته ها و دعاهایت قدمی به سمت من بردار که دو طرف نخ به هم برسند و تطبیق پیدا کن.

تا اینحا فهمیدیم که نزول قرآن به ما چه ربطی دارد و چرا ما در ای ماه روزه می گیریم. بخشی هم دز موزد دعا در شب قدر بود که در ادامه بیشتر بهش می پردازیم.

  • بخش دوم:

* انا کنا منذرین... * انذار به معنی هشدار و اعلام خطر است. اگر خدا اعلام کند که من در اوضاع جهانی در شب قدر تجدید نظر خواهم کرد خوب ایجاد نگرانی می کند. سوال اینجاست که چرا خدا این کار را می کندتا برای بندگان ایجاد نگرانی شود؟

در یکجواب خدا می فرماید همانطور که نگرانی برای بندگان ایجاد می شود امیدواری هم ایجاد می شود. این خود یکی از نعمتهای خداست که بنده را در خوف و رجا نگه دارد. چرا که اطمینان به آینده طغیان آور است و اعتقاد به آینده هم یاس آور. ( *ان الانسان لیطغی ان رآه استغنی* انسان شغیان می کند چون به غنا می رسد...)

پس خدا می گوید که در شب قدر در مقدرات عالم تجدید نظر می کند. حالا راه مواجهه با این خوف و رجا چیست؟ خدا خودش می گوید * انا کنا مرسلین رحمه من ربک انه هو السمیع العلیم * . خدا می گوید جلوی قضا و قدر مرا فقط یک چیز می گیرد. آن هم دعاست. از من درخواست کن. در جای دیگر می گوید می دانی تا چه حد آماده هستم دعایت را اجابت کنم؟ تا آنجا که اگر حکمی را صادر کرده باشم و ملائکه هم به اجرای آن مشغول باشند اما همانکه گفتی خدایا عوض کن باز هم آماده هستم عوض کنم. (الدعا یرد القضاء...و قد ابرم ابراما: دعا قضا را بر می گرداند با اینکه حکمش را صادر کرده است)

پس خدا از طرفی با تغییر مقدرات در شب قدر بنده را نگران کرده و از طرف دیگر با دعا راه را باز گذاشته است.

 

  • بخش سوم:

سوال: اصولا چرا خدا شب قدری را تعیین فرموده؟ اصلا چرا قدری در کار شده؟

خداوند خواسته در رحمت را برای بشر باز کند. بزرگترین رحمت چیست؟ جالت خوف و رجا. بالاتر از این نعمت نداریم. هر نعمتی که هست در سایه همین نعمت است.

نکته اینجاست که اگر ما بدانیم اصولا دارد همه چیز تغییر می کند و این تغییر کردن خود یک امر و وضع ثابتی است حالا دیگر من چه کاری از دستم ساخته  است؟ وقتی همه چیز دارد تغییر می کند و من هم در خیل این تغییرات گم هستم؟

اما اگر بنا باش یک عوض شدن و تغییر بخصوصی رخ دهد انسان به این فکر می افتد که در آن تغییر بخصوص حال خود را تغییر مناسبی بدهد. وضع خود را صورت بهتری ببخشد.اصولا در ساعات و لحظات استثنایی مردم به فکر جبران ساعات عادی می افتند که قطعا پیشرفتی در اوضاع و احوالشان هم رخ می دهد.خداوند هم خواسته برای مردم جهان خصوصا مسلمانان و علی الخصوص شیعه ( چون به اینجا خواهیم رسید ) یک وضع استثنایی بوجود آورد. این موقعیت استثنایی را لیلف القدر می گوییم. یعنی شبی که مقدرات در آن شب دگرگون می شود. البته نه با وضع دائمی. بلکه با وضع استثنایی...

به جای دیگه ای بریم. * انا انزلناه فی لیله مبارکه * ما این کتاب آسمانی را در شب پر برکت، پر سود و پر استفاده نازل کردیم. حالا ببینیم اصلا معنی برکت چیه؟ حاج آقا در اینجا مثالی می زنند که گرگ هم زاد و ولد زیادی داره هم در تمام سال زاد و ولد میکنه. هر بار هم چند بچه. هیچ حیوانی هم در عالم مثل گرگ توانایی تحمل سرما و گرما و گرسنکی رو نداره. گوشتش هم طوری است که حیوانات دیگه تمایللی به خوردنش ندارن. حالا خودتون این مشخصات رو با گوسفند مقایسه کنید. اما میبینید که کمتر کسی تو دنیا گله های گرگ دیده و همین طور کمتر کسی در دنیا گله گوسفند ندیده. خداوند برکت را از گرگ برداشته ولی در گوسفند برکت قرار داده. یا در مثال بشری اینکه هیچ گروهی در جامعه بشری به اندازه فرزندان پیامبر قربانی ندادن. از زمان پیغمبر تا کنون 20 مرتبه فرزندان رسول الله (س) قتل عام شدن. اونم چه قتل عامی. اما خداوند به پیغمبر و فرزندانش برکت داده. این همه سید دور و بر ماست. همیشه دنیا هم بوده.

حالا خدا می فرماید شب قدر یک شب است. اما سود و برکتش فراوان و همه جانبه است. که خود این همه جانبه بودن هم نکته دیگری است. مثلا بهره برداری از کوسسفند همه جانبه است. از شیر و گوشت و پوست و شاخ و کف پا و ...

حالا اینکه خدا گفته ما قرآن را در شب مبارکی نازل کردیم به این معنی نیست که شب مبارک بوده و قرآن هم در اون نازل شده. نه. به این معنیه که با نزول قرآن اون شب شب مبارکی شده.

حالا یکم سطح مطلب رو بالاتر می بریم. * کتاب مبین * به وجود رسول الله و * لیله قدر * به وجود حضرت زهرا (س) تاویل شده.

حالا بحث اینجاست که چرا شب؟ شب با روز چه فرقی می کند؟ شب مبهم است و روز مبین و روشن. در روز قد و شمایل انسان معلوم می شود. اما در شب تنها معلوم می شود انسانی هست. اما مشخصات او مبهم است. حالا وجود 11 امام در وجود حضرت زهرا (س) مبهم بود. یعنی مادامی که حضرت زهرا بود تنها بود. 11 امام جلوی چشم نبودند. اما پس از حضرت که 11 امام اومدن در واقع مبین و آشکار کننده اشیون بودند.  لذا حضرت زهرا (س) لیل می شود و ائمه روز. از همین جهت هم هست که ایام در قرآن به پیشوایان دین تاویل شده.

خوب حالا گفتیم خدا وضعیت را تغییر می دهد. اما حالا وضع من چطور است؟ یکی فقیر می شود و یکی غنی. یکی کافر و یکی مسلمان. یکی طول عمر و یکی موعد اجل و... اما من چی؟ وضع من چطور است؟

*فیها یفرق* به همین مناسبت نام قرآن فرقان هم هست.درجه فرقانیتش بعد ار قرآنیتش است. اول جمع می شود و قرآن می شود. ( * ان عیلنا جمعه و قرآنه *). بعد تلاوت می شود و می شود قرآن. حالت بیان به خود می گیرد.

حالا بحث دیگر اینجاست که چه کسی شب قدر را درکمی کند؟ آنکه ملائکه ای که مامورند برای رزق و روزی و اجل و وسعت و سعادت و شقاوت و...خلاصه همه ملائکه مامور به او نازل می شوند و گزارش خود را می دهند که من مامور چه کاری هستم. پس فهم شب قدر منحصر به این فرد است. حالا آیا غیر امام  هم می فهمد شب قدر را؟ بنا به گفته امام سجاد (ع) حضرت زینب هم درک می کردند.

 

تا اینجا نیمی از بحث جلو رفته. تقریبا. ان شاءالله در فرصت های بعدی و اگه عمری باقی بود فردا شب بقیشو می گذارم. ببخشید که زیاد شد. اما دیگه یه عمره و یه شب قدر. اگه قبل از احیا گرفتن قدر 4 صفحه مطلب هم نخونیم و آماده نریم که خیلی حیفه.

التماس دعا

یا علی...


 
comment نظرات ()