بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّهِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ


عقد اخوت
نویسنده : - ساعت ٤:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱
 

مرحوم شیخ مفید در بیان رخدادهای دوازدهم ماه مبارک رمضان، چنین می‌نویسد: «و فی الیوم الثانی عشر نزل الإنجیل علی عیسی بن مریم و هو یوم المؤاخاة الذی آخی فیه النبی صلی الله علیه و آله بین صحبه و آخی بینه و بین علی علیه السلام ...»  
روز دوازدهم ماه مبارک رمضان، روزی است که إنجیل بر حضرت عیسی علی نبینا و آله و علیه السلام نازل شده؛ و نیز در چنین روزی نبی گرامی اسلام صلی الله علیه و آله بین اصحاب خویش؛ و میان خود و حضرت علی (ع) پیمان برادری برقرارنمود...

 به همین بهانه یکم با عقد اخوت بیشتر آشنا شیم.

یکی از اولین اقدامات رسول خدا پس از هجرت به مدینه، برقرار ساختن پیمان برادری میان مسلمانان به صورت دو به دو بود. این عملی فوق العاده مهم در تثبیت اسلام در مدینه به شمار می رود. زیرا از طرفی مهاجرین مکه با انصار مدینه در طرز تفکر و زندگی فاصله زیادی داشتند و از طرف میان خود انصار، یعنی میان دو قبیله اوس و خزرج، دهها سال جنگ و جدال حاکم بود به طوری که دشمن خونی هم به شمار می رفتند. با این اختلافات شدید‏، ادامه حیات دینی و سیاسی به هیچ وجه امکان نداشت، لذا پیامبر از طرف خدا مامور شد که مهاجرین و انصار را با هم برادر کند. آنحضرت نیز میان آنها پیمان اخوت جاری ساخت. این پیوند که طبعاً ایجاد آن بر اساس وجوه اشتراک آنان با یکدیگر بود بعد ها همچنین حفظ شد.
معمولاً افرادی که با هم تجانس داشته و از جهت افکار و اندیشه به هم نزدیک بوده و سابقه دوستی و رفاقت داشتند، رسماً برادر یکدیگر شدند. مثلاً ابوبکر با عمر، طلحه با زبیر، عثمان با عبدالرحمن، ابومسعود با ابوذر، سلمان با حذیفه، مقداد با عمار و همین طور سایر صحابه. اما خود پیامبر(ص) در میان تمامی یاران و فامیلان و صحابه خویش کسی را شایسته برادری خویش ندید، جز علی بن ابی طالب(ع) را و از آن پس، حضرت علی(ع) علاوه بر رابطه های گوناگون خویشاوندی و اسلامی با پیامبر(ص)، رسماً برادر دینی وی نیز محسوب گردید و فضیلتی بزرگ بر فضایلش افزوده شد. زیرا علی(ع)، هم شأن و هم فکر پیامبر(ص) بود و آن حضرت درباره علی(ع) فرموده بود: أنت منی بمنزله هارون من موسی، الاّ انّه لا نبیّ بعدی؛ ای علی! تو در نزد من، به منزله هارون در نزد موسی(ع) هستی، مگر این که پس از من، پیامبری نخواهد آمد. "ابن اثیر" در کتاب معروف "اسدالغابه" گفت: پیامبر(ص) دوبار میان خویش و علی(ع) عقد برادری بست و در هر دوبار به وی فرمود: أنت اخی فی الدنیا و الآخره. خود علی(ع) بارها فرمود: من بنده خدا و برادر رسول خدا(ص) هستم. این جمله را پس از من، کسی ادّعا نخواهد کرد، مگر شخص دروغ گو.

 حالا اصل عقد اخوت:

«عقد اُخوت» واژه‌ای است عربی که از دو کلمه‌ی «عقد» به معنای بستن و ارتباط برقرار نمودن بین دو چیز ؛ و کلمه‌ی «اُخوت» به معنای برادری تشکیل شده. معادل فارسی این واژه را می‌توان «پیمان برادری» دانست.

 چگونگی عقد اخوت:
برای خواندن پیمان برادری، در منابع روایی دو گونه صیغه وارد شده که اختلاف کمی با هم دارند؛


1) پیمان نخست‌ در کتاب زادالفردوس:
دست راست خود را بر روی دست راست برادر مؤمن خویش نهاده و چنین می‌گویی‌: «و اخیتک فی الله، و صافیتک فی الله، و صافحتک فی الله، و عاهدت الله و ملائکته و کتبه و رسله و أنبیائه و الائمة المعصومین علیهم السلام، علی أنّی إن کنت من أهل الجنة و الشفاعه، و اُذن لی بأن أدخُل الجنة، لا أدخلها إلا و أنت معی». «برادرت شدم در راه خدا، و دوست با صفایت شدم در راه خدا، و با تو دوست دادم در راه خدا، و عهد کردم با خدا و فرشتگان و فرستادگان و پیامبران خدای متعال و امامان معصوم علیهم السلام، بر این‌که اگر من از اهل بهشت، و اهل شفاعت‌ شدم، و به من اجازه داده شد که داخل بهشت شوم، داخل نشوم مگر این‌که تو نیز با من باشی».
در مقابل دیگری می‌گوید: قبلتُ و أسقطت عنک جمیع حقوق الاخوة، ما خلا الشفاعة و الدعاء و الزیارة» «قبول کردم و همه‌ی حقوق برادری را به غیر از شفاعت و دعاء و زیارت از تو ساقط کردم
»
2) پیمان دوم؛ ملا محسن فیض کاشانی در کتاب خلاصة الأذکار:

«
واخیتک فی الله و صافیتک فی الله، و صافحتک فی الله، و عاهدتُ الله و ملائکته و انبیائه و رسله و الائمة المعصومین صلوات الله علیهم، علی أنّی أن کنت من اهل الجنّة لا أدخلها ألّا و أنت معی».
»
برادرت شدم در راه خدا، و دوست با صفایت شدم در راه خدا، و با تو دوست دادم در راه خدا، و عهد کردم با خدا و فرشتگان و فرستادگان و پیامبران خدای متعال و امامان معصوم علیهم السلام، بر این‌که اگر من از اهل بهشت شدم، و به من اجازه داده شد که داخل بهشت شوم، داخل نشوم مگر این‌که تو نیز با من باشی. «

در مقابل، برادر مؤمن با لفظی که حاکی از قبول باشد، این عهد را برای خود یا برای موکلش می‌پذیرد و سپس جمیع حقوق برادری به غیر از دعا برای او و زیارت او را ساقط می‌کند.                          

حقوق برادری:
ایمان ملاک برادری مؤمنان است و با اجرای عقد برادری حقوق برادری بر انسان بار می‌شود که در ضمن صیغة مخصوص برادری، همه آن حقوق به جزء شفاعت، دیدار و زیارت و دعا برای برادر ساقط می شود.
در منابع حدیثی، روایات متعددی در زمینة حق مؤمن بر برادر مؤمنش، انواع حقوق مؤمنین بر یکدیگر بیان شده از جمله دربارۀ ثواب دیدار برادران مؤمن، مصافحه، معانقه، یاد کردن آنان، سرور ساختن آن‌ها، زدودن غم از سینه برادر مؤمن، عیادت و تلاش برای رفع حوائج آن‌ها وارد شده است. طوری که در کتاب اصول کافی ابوابی را به این موضوعات اختصاص داده شده و روایاتی در ذیل آن بیان شده است. ما نیز به اختصار به چند نمونه آن اشاره می‌کنیم.

قال رسول الله (ص): للمسلم علی اخیه ثلاثون حقا، لا برائة له منها الا بالاداء او بالعفو. یغفر ذلته و یرحم عبرته و یستر عورته و یقیل عثرته و یقبل معذرته و یرد غیبته و یدیم نصیحته و یحفظ خلته و یرعی ذمته و یعود مرضه و یشهد میته و یجیب دعوته و یقبل هدیته و یکافأ صلته و یشکر نعمته و یحسن نصرته و یحفظ حلیلته و یقضی حاجته و یشفع مسألته و یسمت عطسته و یرشد ضالته و یرد سلامه و یطیب کلامه و یبر انعامه و یصدق اقسامه و یوالی ولیه و لا یعادیه و ینصره ظالما: فاما نصرته ظالماً فیرده عن ظلمه و اما نصرته مظلوماً فیعینه علی اخذ حقه و لا یسلطه و لا یخذله و یجب له من الخیر ما یحب لنفسه و یکره له من الشرّ ما یکره لنفسه .
مسلمان بر برادر مسلمانش سی حق دارد که از آن بری الذمه نمی شود مگر به ادای این حقوق یا عفو کردن برادر مسلمان او
.
اما حقوق برادر مسلمان: لغزش‌های او را ببخشد، در ناراحتی‌ها نسبت به او مهربان باشد، اسرار او را پنهان دارد، اشتباهات او را جبران کند، عذر او را بپذیرد در برابر بدگویان از او دفاع کند، همواره خیر خواه او باشد، دوستی او را پاس بدارد، پیمان او را رعایت کند در حال مرض از او عیادت کند و بعد از مرگش در تشیع او حاضر شود
.
دعوت او را اجابت کند، هدیه او را بپذیرد، عطای او را جزا دهد، نعمت او را شکر گوید، در یاری او بکوشد، ناموس او را حفظ کند، حاجت او را برآورد. برای خواسته‌اش شفاعت کند و عطسه‌اش را تحییت گوید
.
گم شده‌اش را راهنمایی کند، سلامش را پاسخ گوید، گفته‌اش را نیکو شمرد، انعام او را خوب قرار دهد، سوگندهایش را تصدیق کند، با دوستانش دوستی کند و دشمنی نکند در یاری او بکوشد چه ظالم باشد چه مظلوم. اما یاری او در حال ظالم بودنش به این است که او را از ظلمش باز دارد و در حال مظلومی‌اش به این است که او را در گرفتن حق یاری کند
.
او را در برابر حوادث تنها نگذارد، آن‌چه را از نیکی‌ها برای خود دوست دارد برای او نیز بخواهد و از آن‌چه بدش می‌آید برای او نیز نپسندد.

 کلا عقد اخوت باعث می شه طرفین خیلی حواسشون به هم باشه. اینم از همون جایی  میاد که قسم می خورن با هم وارد بهشت بشن. یعنی بدون هم نه. با هم.از همین جهت هم که شده به شدت هوای  همدیگرو دارن که مبادا لغزش داشته باشن و اون دنیاشون خراب شه. این شاید بهترین شیوه هوای همو داشتنه. همون که تو پستای قبلی راجع بهش حرف زدیم. البته نباید هم زود هول شد. نشناخته و ندونسته باعث پشیمونی میشه. ولی اگر انتخاب آگاهانه و درست باشه حتما میتونه کمک خوبی باشه واسه دینداری خدا. قابل قیاس نیست. اما در کل یه بار که حضرت رسول از امیرالمومنین بعد از ازدواجشون در مورد حضرت زهرا یا زندگیشون پرسیدن حضرت با این مضمون و توصیف در بخشی از  جواب فرمودن که فاطمه (س) یاور خوبی در دینداری خداست...

البته باز هم میگم از هول حلیم نیفتیم تو دیگ...

یا علی


 
comment نظرات ()