بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّهِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ


اولین جمعه گذشت از سر مهمانی دوست
نویسنده : - ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢۸
 

یه هفته گذشت... به همین سادگی... به همین زودی...

یادتون باشه همین روزا نوشته بودیم اگه قبل و بعد ماه رمضون کسی تغییری تو خودش حس  نکنه حق روزه رو به جا نیاورده و وارد ماه رمضوننشده. اون موفع است که به قول امیرالمومنین علیه السلام :

کم من صائم لیس له من صیامه الا الجوع و الظما و کم من قائم لیس له من قیامه الا السهر و العناء.

چه بسا روزه‏دارى که از روزه‏اش جز گرسنگى و تشنگى بهره‏اى ندارد و چه بسا شب زنده‏دارى که از نمازش جز بیخوابى و سختى سودى نمى‏برد.

نهج البلاغه، حکمت 145

همیشه دم سال تحویل که میشه میگن بیاین قرار بگذارید و عهد ببندید با خودتون و خدای خودتون که امسال فلان رذیله اخلاقی رو کنار بگذازید.  اون موقع سر تحویل سال واقعی که خدا می خواد طبیعت زندگی ما رو از نو سبز کنه و این خزون زرد برگه رعد و برق زده رو بهار کنه ما انگار تو همین استجابت دعای سحر و افطار گیر می کنیم.  تازه من که هنوز همین رو هم نمی فهمم. ولی کاش بشه امسال یه کاریو شروع کنیم. نمی دونم ولی به نظرم خدا خیلی وقتا یه چیزای کوچیکیو سر راهمون گذاشته که با همونا هر روز به اندازه چند دقیقه هم که شده به یادش باشیم. قدر 3-2 دقیقه دعای عهد صبح و قدر 5-6 دقیقه سوره واقعه شب و خیلی چیزای ساده دیگه. اگه شروع نکردیم حتما یه قراری رو از همین ماه رمضون با خودمون بگذاریم. خیلی وقتا فکر می کنیم کی حال داره این همه...کی حال داره هر روز...یا هزار ترس و بهونه دیگه که الحق و الانصاف شیطون کارشو خوب بلده. روانشناسا میگن اگه هر کس کاریو 21 روز پشت سر هم انجام بده هر روز از روی عادت هم شده انجامش میده. البته حواسمون هست که لطف خدا اینجا یه چیز دیگست...

اگه نماز شب واسم سخته و حالشو ندارم ولی می تونم یه کم سجده های نمازمو طولانی تر کنم.حضرت رسول تو همین خطبه شعبانیه فرمودند: ای مردم، پشت شما از وزر و وبال و بد اعمالتان سنگشن شده است. پس با سجده های طولانی خود آنها را سبک کنید. از بعضی اهل ذکر و معرفت نقل شده که هر شب و روز یک مرتبه در سجده برید و بسیار بگید:

لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین ( سوره انبیا آیه 87 )

در جایی می خوندم که حضرت رسول در تعلیم مرد عربی که آرزوی محشور شدن با پیامبر رو داشت فرمودند: اگر می خواهی با من محشور شوی راهش این است که سجده هایت را طولانی کنی.

خدا کمکمون کنه. وقتی خدا میگه یه قدم سمت من بیای ده قدم به سمتت میام اگه ما یه کاریو هر چند کوجیک شروع کنیم خدا خیلی بیشتر از اونی که فکرشو بکنیم دستمونو می گیره.

البته کلا در مورد چیزایی که می نویسم بگم خدایی نکرده قصد نصیحت کردن کسیو ندارم. همین جوری رفاقتی و خودمونی به هم باید تذکر بدیم تا با هم بریم بالا. اگه رفقا به هم تذکر ندن پس حق رفاقت کجا می خواد ادا شه. پس چجوری باید اثبات کنیم رفاقتامون واسه خداست؟ خیلی ار بدبختیای ما واسه همینه که خودمون به خودمون تذکر نمیدیم. این جوری کم کم فضامون از خدایی بودن ممکنه خارج شه. خیلی وقتا شیطون به اسم حجب و حیا یا خجالت نمی گذاره هوای دوستامونو داشته باشیم. اون موقع است که وقتی یادمون می افته مه دیگه یا دیر شده و کار از کار گذشته  یا رابطه ای نمونده که... قرار هم نیست از هم عیب و ایراد بگیریم. اما خدایی من که نه اما اوناییمون که ادعای بجه جزب اللهی بودن داریم چقدر به رفیقمون تا حالا گفتیم حاجی دیروز یه حدیث خوندم که می گفت ... خواستم به تو هم بگم. تازه اگه خودمون دیشب یه حدیثی خونده باشیم...

اینجا جاییه که می شه بدون اسم و بدون رسم خیلی ساده حتی با اسم ساختگی یا حتی بدون همون اسم ساختگی هم هوای همدیگرو داشته باشیم. مثل خیلی از دوستان که کلی نظر می گذارن اما خصوصی. مبادا کسی بشناسدشون یا ریا شه یا هر چیز دیگه. اخیرا هم چند بار بهم گفتن فلان نظر خصوصی رو که واست گذاشتم تو وبلاگ نذار. باشه نمی گذارم. اما می تونیم بیشتر هوای همدیگرو داشته باشیم...

این بار فقط می خواستم راجع به سجده طولانی بنویسم. به همین قدر اکتفا می کنم که خیلی هم طولانی نشه.

امروز جمعه است. یادمه اس ام اس پارسال این موقع این بود:

          اولین جمعه گذشت از سر مهمانی دوست           صاحب خانه نیامد مهمانی ز چه روست؟

          یک چارم سفره جمع شد و نخورده ایم...              یک نان و پنیر ساده اندر بر دوست...

                                                                             جمعه اول رمضان – 6/6/1388

تا دشت امسالمون چی باشه. دعا واسه سلامتی و ظهور امام زمان یادمون نره. به یاد همدیگه هم باشیم. عزیزی اخیرا بهم گفت دعا میکنم شهید شی...منم همین دعا رو واسش کرده بودم. دل به دل راه داره...

تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را                   میان ربنای سبز دستانت دعایم کن

که محتاج دعای جمله یارانم... التماس دعا...

یا علی...


 
comment نظرات ()