بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّهِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ


تولدی دیگر
نویسنده : - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۸
 

انگار دوباره متولد میشی. به همین سادگی. جای همه خالی. امروز رسیدیم تهران. نجف.کاظمین.سامرا...کربلا. خدا رو شکر.آقا من رو سیاه رو هم راه داد یه بار دیگه شب نیمه شعبان حرمش باشم. چقدر قشنگ. وقتی حتی جای نشستن هم تو حرم نیست. وقتی صدای لبیک یا عباس و لبیک یا حسین همه جا میاد. وقتی دسته های شادی مردم و می بینی که گروه گروه و فوج فوج میان سمت حرم. وقتی نگاه های گره خورده به گنبد و میبینی... اصلا من خودم بعضی وقتا بجای اینکه حواسم به اونجا که باید باشه حواسم پرت مردم میشه. برق انتظار و تو چشای یه عده میشه دید. نگاه غرق حاجت یه عده رو از من الکی خوش می شد تشخیص داد. چی بگم که هر کسی یه چیزی داشت از آقا بخواد.اما من اصلا روم نمی شد چیزی از آقا بخوام. هی می گفتم بیچاره با این گندایی که تو این یه سال به بار آوردی همین که رات دادن بیای از سرتم زیادیه. چی می خوای...

شنیدی میگن چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی؟ اصلا این بار کلا دعام نمی اومد. البته با پر رویی به چیزایی  می گفتم. اما تمام مدت خودم گیر این بودم که چجوری دوباره رام دادن. می دونید چیه؟ آخرش به این نتیجه رسیدم که وقتی افتادیم دنبال جمع کردن کاروان که با بچه ها بریم شاید بخاطر نیت پاک بچه ها خدا سیاهی ما رو به رومون نیاورده...

خلاصه که خیلی عالی بود. خیلی عالی. نقطه اوج همه چیزم وقتیه که سر نماز صبح نیمه شعبان تنها  دعایی که تو قنوت می خونن دعای فرجه. همین.اللهم کن لولیک الحجه ابن الحسن...تمام مردم با صدای بلند این دعا رو با پیش نماز زمزمه می کنن. خلاصه اینکه کلا این بار محو دور و برم بودم همین. ولی کاش بازم بشه. آدم طمع کارو می بینی. البته خدا نیاره روزی رو که کربلا واسمون عادی بشه و ... البته وقتی اسم امام رضا میاد دل آدم پر می زنه ... وقتی آسمون صحن جامع رضوی و تصویر همیشگی و ثابت مسجد گوهر شاد وقتی نشستی روبروی گنبد هیچ وقت تکراری نمی شه فکر نمی کنم کربلا هم هیچ وقت تکراری شه. ولی جقدر تواین سفر یاد امام رضا بودیم. خیلی. رضا هم چند بار گفت. خودم همش فکر می کردم کاش می شد قبل کربلا می رفتم مشهد. قسمت نشد. 

                     دل کند یاد تو...یاد گوهر شاد تو...روز و شب دل بسته بر پنجره فولاد تو...

                    جلوه مادری...بی کسان را می خری...جان من قربان تو...ای خدای دلبری

                    یا علی موسی الرضا... ای نگار زهرا...

 

امروز فقط دلم می خواست از کربلا بگم همین.راستش الآن چیزی جز کربلا نمی تونم ینویسم.

دل سپردیم به چشم تو و حرکت کردیم

بعدِ یک عمر که ماندیم... که عادت کردیم

دست‌هامان همه خالی... نه! پر از شعر و شعور

عشق فرمود: «بیایید»، اطاعت کردیم

خاک‌آلوده رسیدیم به آن تربت پاک

اشک‌آلوده ولی غسل زیارت کردیم

گفته بودند که آهسته قدم برداریم

ما دویدیم... ببخشید... جسارت کردیم

ایستادیم دمی پای در «باب‌الرأس»

شمر را – بعدِ سلامی به تو – لعنت کردیم

سهم‌مان در حَرَمت یک‌سره سرگردانی

بس که با قبله‌ی شش‌گوشه عبادت کردیم

 تشنه بودیم دوبیتی بنویسیم برات

از غزل بازی چشمان تو حیرت کردیم

"همه با قافیه عشق مصیبت دارند"

از تو گفتیم اگر ذکر مصیبت کردیم

 

وقت ِ رفتن که حرم ماند و کبوترهایش

بی‌پروبال نشستیم و حسادت کردیم

و سری از سر افسوس به دیوار زدیم

و نگاهی غضب‌آلود به ساعت کردیم

تا قیامت بنویسیم برای تو کم است

ما که در سایه‌ی آن قامت، اقامت کردیم

بین‌مان باشد آن شب... ما... بین‌الحرمین

از چه با زینب و عبّاس و تو صحبت کردیم

کاش می‌شد که بمانیم؛ ضریحت در دست...

دل سپردیم به چشم تو و حرکت کردیم

 

راستی امروز جمعه بود. منم گوشیم اس ام اس نمی زد. نمی دونم بعضی وقتا احساس می کنم  سلب توفیق می شم ... خلاصه اینکه:      

پای از دل این عدم اگر برداریم        دست از سر بیش و کم اگر برداریم

       در یک قدمی خود تو را می بینیم     روزی قدم از قدم اگر برداریم

اللهم عجل لولیک الفرج...

 


 
comment نظرات ()